خموشانه

حق سکوتی برای نگفتن و ندیدن

بوی گل و بهار و بنر آید

این روزها به قول بنده خدا گفتنی خر مستی ها به اوج خودش رسیده و مردم از اون قدرت خرید گرفته تا اون رفت و آمدهای خود و بی‏خودشان در شهر با عطر این گل‏ها خر مست تر شده و عده‏ای از خر کیف ها-بیشتر در این گروه هستم- نیز طبیعت بر آنان تاثیر گذاشته و به این درجه رفیع رسیده اند.

اما کسانی که این روزها به شیراز سفر کردند یا اینکه از خانه‏های خودشان قدم بیرون گذاشته اند یک چیزهای نه چندان غریبی همین جوری چند انگشتی به چشمشان فرورفته و آن چیزی نبوده جزء بنر و استندهای تبلیغاتی که به زور رنگ می‏خواهند بگویند «نیت زیارت کنید»!!

بلی نیت زیارت، آخر دوستان –بخوانید پیش نوکان- آستین بالا زده‏اند که حرفی بر زمین گرم نماند و دست به کار شوند و به چپانند در حلقوم مردم که اینجا یعنی شیراز پس از مشهد و قم شهر مقدس است!!

باشد قبولمان عمه و خاله و دایی و دختر همسایه داییمان که به اینجا یعنی شیراز سفر کرده‏اند تا آب و هوایی عوض کنند را «زائر» صدا می‏زنم و از این پس خود را هم «مجاور» سومین حرم می‏دانیم –بر منکرش لعنت- اما تو را به این چراغ قسم پول و سرمایه نداشته ادارات فلک زده را در این سال خشکسالی و اقتصاد به یغما رفته به گند نزنید آخر هر چی تهشان مانده بود که شدند بنر تبلیغاتی آقایان دیگر این را هم بذارید تا کارمند بدبخت نخواهد قند و چایی –چویی- از خانه بیاورد.

انصاف هم نیست! آخر ما که دستی در کار فرهنگی داریم و دوستانمان هم مثل خودمان خدا بر سر زده و مدعای فرهنگی بودن دارند می‏دانیم که این بنرها همراه با کرایه داربست‏هایشان زیر 400 هزار تومان ناقابل –بسی بسیار بیشتر حقوق من و دوستان که پرداخت هم نمی‏شود- آب نخورده‏اند.

حال اهالی محترم فرهنگی و فرهنگ دوست –خاک بر سرم بخوانید مجاوران ولایی- خودتان بنرها را بشمارید ضرب در میانگین قیمت یعنی 400 هزار تومان کنید.

راستی شهرهای اطراف نیز پیش نوک تر شدند و در فاصله 60 یا 70 کیلومتری شیراز زده‏اند به سومین … خوش آمدید شهرداری قرقون آباد!!! برادر من فکر کن اول بعد بزن…

پ.ن: مصالب آنچنان در ذهنمان تک چرخ میزنند نمی‏دانیم چه چیزی را بنگاریم
پ.ن2: زین پس توئیتر نیز به روز می‏شود پیگری کنید

Advertisements

2 دیدگاه»

  تکه دیگری از بشریت wrote @

سلام دوباره
هر چقدر در اجرای طرح های قبلیشون(پایتخت فرهنگی یا دومین شهر ادبی جهان) موفق بودن تو این یکی هم موفق خواهند بود. الان نه که چند روز به آخر سال مونده یهویی همشون دچار شور انقلابی شدن بعدش دوباره یادشون می ره. فک کن شهر بی سر و صاحاب یعنی این. اول هر کی ساز خودش رو می زنه بعد یهویی همه میان تو یه صف. خدا وکیلی با داشته های امروز شیراز اسمش رو چی میشه گذاشت.
یکی از ویژگی های که شهرهای ادبی جهان باید داشته باشن میزان نشر کتاب و کتابخونه و وضعیت مطالعاتیه چقدر این شرایط رو داریم؟؟؟ همه تکیه اینا رو حافظ و سعدی بود. هر جا کم میارن می خوان از این دو تا مایه بذارن، آخه تا کی؟ ادینبورگ اسکاتلند یا سیدنی استرالیا مگه حافظ و سعدی داشتن که تو این زنجیره قرار گرفتن؟ اون از قرار گرفتنمون تو زنجیره که بعد یه عمر مدیر بنباد هنوزر حرف از دومین شهر ادبی جهان میزنه در صورتی که تا چهار و پنجمیشممشخص شده و در اصل هدف قرار گرفتن تو این زنجیره بوده نه اول و دوم شدن.کلمه پایتخت هم که شد کلمه طاغوتی.حالا مثلا بگن شهر مقدس شیراز. آخه ببین تو این مدت چیکار کردن برای توسعه شاهچراغ یا سید علا الدین. چیکار شده واسه دین و مذهب. همون چارتا مذهبیه هم دچار تزلزل شدن بس که به اسم دین و مذهب سو استفاده و ظلم شد. رو هوا یه حرفی می زنن که زده باشن. خانه از پای بست ویران است. این اسم عوض کردنا مثل همون خر رنگ کردن هاست.

  سروش wrote @

جالبناک بود ، لینکیدمت.


پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: