خموشانه

حق سکوتی برای نگفتن و ندیدن

بایگانیِ بهار

89؛ سال صبر و استقامت مبارک

هفت سین سبز

سال صبر و استقامت

سال صبر و استقامت بر همگی مبارک باد

به یاد سهراب ها و نداها

به یاد آنان که یا در خاکند یا در بند

به یاد تعلیقی‏هایی که در خود زندانی‏اند

بر همه

برهمه سبزها و خاکستری‏ها

به امبد سبزی و سر بلندی ایران

نخستین بهار سبز

مبارک

پ.ن: یاد سهراب همچنان اشک را به چشمانم میاره دستان پاک مادرش را می‏بوسم

——————-

ز ایـــران و از ترک و از تازیـــان

نژادی پدیـــد آید اندر میــــــان

نه دهـقـان ، نه تـرک و نه تـازی بود

ســخن ها بـــه کـــردار بازی بود

هـمـه گـنـج ها زیر دامـان نهـنـد

بکوشـند و کوشش به دشـمن دهـنـد

به گـیـتـی کـسـی را نـمانـــد وفــــــا

روان و زبـــانـهـا شــود پــر جــفـا

بــریــزنــد خــون از پــی خواســتـه

شـــــود روزگــــار بــد آراســتـــه

زیــان کســان از پـی سـود خـویـش

بجـویـنـد و دیــن انـدر آرنـد پـیـش

بوی گل و بهار و بنر آید

این روزها به قول بنده خدا گفتنی خر مستی ها به اوج خودش رسیده و مردم از اون قدرت خرید گرفته تا اون رفت و آمدهای خود و بی‏خودشان در شهر با عطر این گل‏ها خر مست تر شده و عده‏ای از خر کیف ها-بیشتر در این گروه هستم- نیز طبیعت بر آنان تاثیر گذاشته و به این درجه رفیع رسیده اند.

اما کسانی که این روزها به شیراز سفر کردند یا اینکه از خانه‏های خودشان قدم بیرون گذاشته اند یک چیزهای نه چندان غریبی همین جوری چند انگشتی به چشمشان فرورفته و آن چیزی نبوده جزء بنر و استندهای تبلیغاتی که به زور رنگ می‏خواهند بگویند «نیت زیارت کنید»!!

بلی نیت زیارت، آخر دوستان –بخوانید پیش نوکان- آستین بالا زده‏اند که حرفی بر زمین گرم نماند و دست به کار شوند و به چپانند در حلقوم مردم که اینجا یعنی شیراز پس از مشهد و قم شهر مقدس است!!

باشد قبولمان عمه و خاله و دایی و دختر همسایه داییمان که به اینجا یعنی شیراز سفر کرده‏اند تا آب و هوایی عوض کنند را «زائر» صدا می‏زنم و از این پس خود را هم «مجاور» سومین حرم می‏دانیم –بر منکرش لعنت- اما تو را به این چراغ قسم پول و سرمایه نداشته ادارات فلک زده را در این سال خشکسالی و اقتصاد به یغما رفته به گند نزنید آخر هر چی تهشان مانده بود که شدند بنر تبلیغاتی آقایان دیگر این را هم بذارید تا کارمند بدبخت نخواهد قند و چایی –چویی- از خانه بیاورد.

انصاف هم نیست! آخر ما که دستی در کار فرهنگی داریم و دوستانمان هم مثل خودمان خدا بر سر زده و مدعای فرهنگی بودن دارند می‏دانیم که این بنرها همراه با کرایه داربست‏هایشان زیر 400 هزار تومان ناقابل –بسی بسیار بیشتر حقوق من و دوستان که پرداخت هم نمی‏شود- آب نخورده‏اند.

حال اهالی محترم فرهنگی و فرهنگ دوست –خاک بر سرم بخوانید مجاوران ولایی- خودتان بنرها را بشمارید ضرب در میانگین قیمت یعنی 400 هزار تومان کنید.

راستی شهرهای اطراف نیز پیش نوک تر شدند و در فاصله 60 یا 70 کیلومتری شیراز زده‏اند به سومین … خوش آمدید شهرداری قرقون آباد!!! برادر من فکر کن اول بعد بزن…

پ.ن: مصالب آنچنان در ذهنمان تک چرخ میزنند نمی‏دانیم چه چیزی را بنگاریم
پ.ن2: زین پس توئیتر نیز به روز می‏شود پیگری کنید