خموشانه

حق سکوتی برای نگفتن و ندیدن

بایگانیِ جنبش سبز

بسته اند آزادی را

پشتِ فرمانم
می‌ایستم، می‌رانم
توی کوچه‌های تنگ
زیرِ لب بیتی از حافظ را می‌خوانم،ا…» دیو چو بیرون رود فرشته در آید »

رادیو می‌گوید از هوا ،ا
به اتمام یک کوچۀ باریک می‌رسم.ا

با زبانِ دیروزی،ا
رادیو پخش می‌کند پندهای پوسیده را.ا

زوجِ جوانی دست تکان می‌دهند
می‌ایستم،ا

صبح به خیر
لطفاً
میدانِ آزادی،ا

پشتِ چراغ قرمزی می‌ایستم
درب ماشین باز می‌شود
بسته می‌شود،ا

و باز،ا
باز می‌شود، بسته می‌شود،ا
ندا می‌آید
کسی را نمی‌بینم،ا
روحی سرگردان
صورتی خونین با چشمانی باز ،ا

می‌گوید:ا

شلوغ است خیابانها
بسته‌اند آزادی را

شعر از علی سپاسی
طراحی پوستر از احسان یزدان

Advertisements

بدون عنوان ما بیشماریم

پ.ت: این مطلب در هیچ قالب ادبی و نگارشی گنجانده نمی‏شود

نصف زندگی ما با رعایت نکات امنیتی میگذره! حواست باشه فلان چیز باز باشه بعد فلان سایت رو باز کنی! حواست باشه فلان چیز رو تو کیف نگذاری! حواست باشه فلان ایمیل رو با ایمیل خودت نفرستی! مواظب وبلاگت باش این مطالب را با نام خودت منتشر نکن! به کسی نگو این وبلاگ و سایت مال کیه! یادت نره بعد که خوندیش پاکش کن، چیزی اینجا تایپ نکن! تو کوچه مراقب سایه پشت سرت باش و مواظب باش …

به خدا ما آدم نکشته ایم. آقا به خدا ما دزدی هم نکرده‏ایم.

پس چه غلطی کردی؟

هیچی بخدا گفتند شما داری برای تعالی وطن کار میکنی. برای سیلی زدن به دشمن

خب پس مرگت چیه؟

من که گفتم نه من کسی رو کشتم و نه ما

وقت ما رو نگیر برگرد سرجات!

آقا وایسا. آقا بخدا حرف داریم. م م ما د د درم…

تو رو بخدا در رو باز کنید میخوام دو کلام حرف بزنم. دیونه شدم!

] باز چرخش زمان و باز تکرار و باز «ما بیگناهیم» و باز «ما کاری نکردیم»[

آقا ما همه بچه مسلمونیم

حتما ما هم کافر بی‏دینیم؟

شما آقا؟ نه. شما …

]و چه تسبیحی میچرخاند و زیر لب چه زمزمه میکند؟[

آقا آقا

بذار حرف دلم رو بزنم بعد شروع کن. اصلا چطوره به من فحش بدی؟ نه یا میخوای آب یخ بریزی روی بدنم آخه از این متنفرم. چرا اصلا من رو از پا آوزیون نمیکنی؟ یا میخوای من رو خلاص کنید؟ کسی هم نمیدونه چه اتفاقی افتاده. منیژیت یا ایست قلبی یا هر کوفت و زهر ماری.

نه خلاص نکنید! مامان و آبجی …

آقا میخوای خلاص کن میخوای نکن. میخوام فریاد بزنم همه دنیا بفهمند.

نه فریاد خوب نیست اونا دشمنن دشمن خوشحال میشم مگه ما نیومدیم سیلی به دشمن بزنیم؟

گور بابای دشمن. اصلا گور بابای تو آقا. گور بابای مسوولیت اون دو تا. گور بابای کی بگم دیگه؟

اصلا یه سوال؟ تا حالا سایه تعقیبت کرده؟ آدمهایی بودند که کار وزندگیشیون تاکسی عوض کردن پشت سر تو باشند؟

آدمهای که همراه تو یعنی پشت سر تو بیاند حافظیه؟

اونا که برن پشت نارنج‏ها بشینند؟

یا اونایی که واسه پیچیوندنشون تا کلبه میری؟ یا نه خدا اونایی که شکمشون گنده است و پیراهنشون روی شلوار دیدی چه شکلی میشن وقتی از پشت سروهای خیابان حافظ به سمت دروازه قرآن کشون کشون میاند بالا؟

تا حالا فحش اونا رو حس کردی؟ «فلان فلان شده برو گمشو تو یه خرابشده‏ای من رو دنبال خودت نکش!» گور بابات مگه من گفتم با من قایم موشک کنی؟

لامصب دست بردار دیگه رسیدیم دروازه قرآن. دارم از نفس می‏افتم. فحش رو که شنیدی دست بردار شدی یا اینکه توی کوچه های جمهوری رفتم؟

آقا ایمیل میدونی چیه؟ آره. آره همون که هک میشه و دودمان یکی رو باهاش به باد میدن. میدونم همه جای دنیا اینجوریه. اصلا دلگیر نیستم محتویاتش بشه پرونده و هوار صفحه سوال که باید جواب بدم.

آقا اس ام اس میدونی چیه؟ نه اون نه. همون که پیامک بهش میگن دیگه. همون که چند صد صفحه‏اش الان ضمیمه این پوشه است. متوجه هستی که؟

آقا خسته نشی من دارم اینا رو میگم. بازم خوب که شک کردم دیگه به کسی اس ام اس ندادم و گرنه بیشتر خسته میشدی. راست میگی حق با توئه این همه سوال میذاشتم برای چی؟

آقا این اسمی که گفتی هر چی در موردشون میدونم بنویسم. نوشتم طفلکی همه دوستان من هستند الان چند روزه ازشون خبر ندارم؟ راستی تو دنیا الان روزه یا شب؟ اینجا چی؟ شب؟

میشه خفه شی؟

آقا قراره من همه رو ببندم به فحش. همونجور که این دم دری همیشه به من فحش میده. همونجور که … آقا ما بی گناهیم آقا ما مسلمونیم آقا کسی رو نکشتیم! مفهومه؟

ما گناهمون آوردن اونایی بود که به زور راضی شدن بیان و اعتماد کنند. گناهمون اینه که همراه با اون برگ که دزدید همه اعتقاداتمان رو هم دزدید. گناهمون اینه که دوستام رو به خاطر یک سوال کشتید. آقا ما بیگناهیم؟ میفهمی یا فریاد بزنم. ما بشماریم. ما بیگناهیم. ما سیلی زن به دشمن بودیم. ما شاد بودیم.

آقا دین و ایمان و زندگی و دوست و عزت و امنیت و شرف و شادی و … هرچی رو که دزدیدی بیا و پس بده!

ما بیشماریم

بسپاریم بر سنگ مزارمان تاریخ نزنند؛ تا آیندگان ندانند بی‌عرضگانِ این برهه از تاریخ ما بوده‌ایم

تبلیغات را جدی بگیریم حتی در شهرستان ها

دوستان و مبارزان عزیز چیزی که این روزا بیشتر از هر چیزی مهم است تبلیغات و افزایش آگاهی مردم بوده، در این چند روز باقی مانده باید حداکثر تلاش خود را بکنیم دیروز یک سی دی توی خانه ما انداختند که «22 خرداد همه در خیابان ها»  بعد 50 تا فایل صوتی تو اون بود که کسی را جذب نمیکرد تا به خیابان بیاد و به نظر میرسد دوستان باید مستندهای موجود را در سطح گسترده پخش کنند تا هرچه سریعتر نتیجه بگیریم.

پخش تراکت و برچسب و همچنین دیوارنویسی بسیار مهم فراموش نکنیم.

مابیشماریم اما نیاز به بیشمارتر شدن داریم

قهر کردن‏های سیاسی

ابتدا اگر بخواهیم قهر کردن را تعریف کنیم دهخدا آن را خشم کردن و در تداول فارسی، قهر کردن با کسی یا از کسی ؛ از تکلم با او یا دیدار اوکراهت داشتن . ضد آشتی کردن می‏داند اما قهر کردن از جمله واژه هایی است که در ادبیات روابط روزانه زیاد می‏توان آن را شنید.

در ایران از کودک که سن او به انگشت‏های دست نرسیده قهر کردن بلد است تا پیرهای 90 ساله و برای موضوعات کوچک و بزرگ می‏خواهند با یکدیگر قهر کنند.

یکی از نشانه‌های تنبیه، قهر است که افراد در مقابل رفتارهای دیگران به صورت یکی از شکل‌های دیداری (ارتباط نداشتن)، چشمی، کلامی (قطع کلام)‌ بروز می‌دهند که می‌تواند ریشه در زندگی بدوی یا اولیه افراد داشته باشد.

از دیدگاه روان شناسان،‌ قهر از واکنش‌های طبیعی انسان است که به صورت سرشتی، ژنتیکی یا محیطی به افراد منتقل می‌شود تا جایی که افراد در موقعیت‌های کسان به شکل‌های گوناگون قهر می‌کنند. کودک، زن یا مرد تفاوتی نمی‌کند، همه این افراد در موقعیت‌هایی که با ناکامی مواجه می‌شوند یا به نیازهای مطلوب خود دست پیدا نمی‌کنند، ‌برای ادای حق و … به درجات متعددی متوسل به قهر می‌شوند. بنا به گفته‌های دکتر رزاقی قهر در روابطی که افراد انتظارات بیشتری از هم دارند و در تعاملات بیشتر هستند به مراتب، بیشتر رخ می‌دهد. کنش‌ها و واکنش‌ها، خوسته یا ناخواسته، افراد را به سمت قهر سوق می‌دهد.

خاله زنک‏ها عاملی برای قهر

آنچه بر قهر تاثیر می‏گذارد؛ به نظر من به سه عامل خود فرد، فرد مقابل و افراد اطراف این دو شخص مربوط می‏شود زیرا ممکن است فردی زودرنج باشد یا تند به تند قهر کند که این خصوصیت رفتاری به دو طرف تاثیر می‏گذارد و عامل مهم دیگر هم افراد اطراف دو شخص هستند که با «خاله زنک» بازی و حمل و نقل و اضافه کردن حرف به حرفهای دو طرف آتش دعوا و قهر را اضافه می‏کنند.

قهرهای سیاسی

در چند ماه اخیر این قوه قهریه در جمهوری اسلامی بیشتر بر سر زبان افتاده و عده‏ای معتقدند حکومت با مخالفان خود از قوه قهریه برای خاموش کردن اعتراضات بهره گرفته است اما در کنار این قوه قهریه انتخابات و سلایق سیاسی گاهی اوقات موجب تیرگی روابط و قهر در بین خانواده‏های ایرانی می‏شود که این مورد نیز در انتخابات اخیر ایران بیشتر مشاهده شد.

قهر سیاسی در خانواده

وقتی بحث‏های سیاسی بیشتر داغ می‏شوند و طرفهای بحث متعصبانه بیشتر جوش می‏زنند و گونه های سرخ می‏کنند و به مرز عصبانیت می‏رسند دیگر مرزها شکسته شده و وارد توهین می‏شوند و زیر پا گذاشتن اعتقادات یکدیگر که عاقبتی جز قهر و تیرگی روابط ندارد به گونه ای که روابط خانوادگی –چند خانواده اقوام و دوستان خود- و روابط دوستی به زیر سایه با جنبش سبز بودن یا نبودن رفته است و همین قهرهای سیاسی را رقم زده است.

نکاتی در آسیب شناسی جنبش سبز

22بهمن امسال، نقطه­ی عطف سرنوشت­سازی در مسیر جنبش سبز بود. اگر انتظار و هدف سبزها از 22 بهمن این بود که صدها هزار نفر از طرفداران این جنبش بتوانند از بستر راهپیمایی سال­روز پیروزی انقلاب استفاده کنند و با نماد و هویت و شعارهای خود در آن حاضر شوند، باید پذیرفت که در این هدف ناکام ماندند. مزیت جنبش سبز و به طور کلی جریان اصلاحات نسبت به جریان مقابلش این است که پیوند خود را با آنچه «واقعاً» در متن و بطن حاکمیت و جامعه می­گذرد نمی­گسلد و مانند جریان اقتدارگرا، ناکامی­هایش را با هیاهو و جنگ روانی، به نام پیروزی به هوادارانش قالب نمی­کند. جریان اصلاحی در هرجا موفق و کامیاب باشد، به آن می­بالد و موفقیت و کامیابی­اش را از طریق روزنه­های کوچک رسانه­ای­اش به رخ جریان حاکم می­کشد و هر کجا نیز به هر دلیلی با ناکامی مواجه شد و یا نتیجه­ی تدابیرش چنان نبود که انتظارش را داشت، به اشتباه محاسبه و تدبیر خود صادقانه اذعان می­کند و در فضایی آزاد و بی لکنت، به آسیب­شناسی و ترمیم تاکتیک­ها و استراتژی­های خود می­پردازد. 22 بهمن نیز از مواردی است که جنبش سبز دچار اشتباه محاسبه و خطای تحلیل شد و هرچند کاملاً ناکام نبود، به نتیجه­ای که مطلوبش بود نرسید. در آسیب­شناسی این رویداد، می­توان بار این ناکامی را فارغ­دلانه به دوش جریان حاکم انداخت و با تنظیم کردن فهرست بلندبالایی از تدابیر بی سابقه­ی آنها برای به دست گرفتن فضای این روز، از اعزام هزاران نیرو از سراسر کشور گرفته تا ایجاد فضای به شدت امنیتی و نظامی در تهران، بازداشت صدها نفر از سبزها پیش از پیوستن به راهپیمایی، ضرب و شتم وحشیانه­ی سران اصلاحات در لحظات آغازین پیوستنشان به راهپیمایی، پخش اعترافات کذایی بازداشت­شدگان در روزهای قبل از راهپیمایی، صدور احکام اعدام برای شماری از متهمان و منتسب کردن آنها به جنبش سبز و ده­ها سناریو و برنامه­ی دیگر، اعلام نمود که در چنین فضایی طبیعی است که سبزها نتوانند چنان که باید و شاید، مطالبات و هویت خود را نشان دهند و بنابراین هیچ اشکال و ایرادی بر جنبش سبز وارد نیست و هرچه فریاد دارید بر سر جریان حاکم بکشید! اما چنین استدلال­هایی دقیقاً مشابه همان ادبیات و نگاهی است که سال­هاست در تار و پود جریان حاکم نفوذ کرده و تمام عیوب و نقائص و ناکامی­ها و کمبودها را به «دشمن» نسبت داده و مسئولیت خود را انکار می­­کنند.  ادامهٔ مطلب »

لوگو سه گوش سال صبر و استقامت

صبر و استقامتدوستان این لوگو سه گوش را تقریبا به فکر خود و سفارش یکی از دوستان درست کردم امیدوارم با گذاشتن کد زیر در قالب وبلاگ یا سایت خود «صبر و استقامت» را به اطلاع همه برسانید و ضمنا این نکته را هم بگم که این بخش با لوگوهای سه گوش دیگری به روز خواهد و این اولین لوگو از این مجموعه است.

<div ></div>
<center><div style=»position:absolute; left:0; top:0;»>
<img style=»border:none;margin:0;» alt=»سال صبر و استقامت» src=»https://khamoshane.files.wordpress.com/2010/03/lg2.png»width=»210&#8243; height=»190″>
</div></center><br>

طرح با کمی تغییر برای قسمت راست وبلاگ:

<div class=»hrDiv» ></div>
<center><div style=»position:absolute; right:0; top:0;»>
<img style=»border:none;margin:0;» alt=»سال صبر و استقامت» src=»https://khamoshane.files.wordpress.com/2010/03/lg31.png»&gt;
</div></center><br>

89؛ سال صبر و استقامت مبارک

هفت سین سبز

سال صبر و استقامت

سال صبر و استقامت بر همگی مبارک باد

به یاد سهراب ها و نداها

به یاد آنان که یا در خاکند یا در بند

به یاد تعلیقی‏هایی که در خود زندانی‏اند

بر همه

برهمه سبزها و خاکستری‏ها

به امبد سبزی و سر بلندی ایران

نخستین بهار سبز

مبارک

پ.ن: یاد سهراب همچنان اشک را به چشمانم میاره دستان پاک مادرش را می‏بوسم

——————-

ز ایـــران و از ترک و از تازیـــان

نژادی پدیـــد آید اندر میــــــان

نه دهـقـان ، نه تـرک و نه تـازی بود

ســخن ها بـــه کـــردار بازی بود

هـمـه گـنـج ها زیر دامـان نهـنـد

بکوشـند و کوشش به دشـمن دهـنـد

به گـیـتـی کـسـی را نـمانـــد وفــــــا

روان و زبـــانـهـا شــود پــر جــفـا

بــریــزنــد خــون از پــی خواســتـه

شـــــود روزگــــار بــد آراســتـــه

زیــان کســان از پـی سـود خـویـش

بجـویـنـد و دیــن انـدر آرنـد پـیـش