خموشانه

حق سکوتی برای نگفتن و ندیدن

بایگانیِ زندان

بدون عنوان ما بیشماریم

پ.ت: این مطلب در هیچ قالب ادبی و نگارشی گنجانده نمی‏شود

نصف زندگی ما با رعایت نکات امنیتی میگذره! حواست باشه فلان چیز باز باشه بعد فلان سایت رو باز کنی! حواست باشه فلان چیز رو تو کیف نگذاری! حواست باشه فلان ایمیل رو با ایمیل خودت نفرستی! مواظب وبلاگت باش این مطالب را با نام خودت منتشر نکن! به کسی نگو این وبلاگ و سایت مال کیه! یادت نره بعد که خوندیش پاکش کن، چیزی اینجا تایپ نکن! تو کوچه مراقب سایه پشت سرت باش و مواظب باش …

به خدا ما آدم نکشته ایم. آقا به خدا ما دزدی هم نکرده‏ایم.

پس چه غلطی کردی؟

هیچی بخدا گفتند شما داری برای تعالی وطن کار میکنی. برای سیلی زدن به دشمن

خب پس مرگت چیه؟

من که گفتم نه من کسی رو کشتم و نه ما

وقت ما رو نگیر برگرد سرجات!

آقا وایسا. آقا بخدا حرف داریم. م م ما د د درم…

تو رو بخدا در رو باز کنید میخوام دو کلام حرف بزنم. دیونه شدم!

] باز چرخش زمان و باز تکرار و باز «ما بیگناهیم» و باز «ما کاری نکردیم»[

آقا ما همه بچه مسلمونیم

حتما ما هم کافر بی‏دینیم؟

شما آقا؟ نه. شما …

]و چه تسبیحی میچرخاند و زیر لب چه زمزمه میکند؟[

آقا آقا

بذار حرف دلم رو بزنم بعد شروع کن. اصلا چطوره به من فحش بدی؟ نه یا میخوای آب یخ بریزی روی بدنم آخه از این متنفرم. چرا اصلا من رو از پا آوزیون نمیکنی؟ یا میخوای من رو خلاص کنید؟ کسی هم نمیدونه چه اتفاقی افتاده. منیژیت یا ایست قلبی یا هر کوفت و زهر ماری.

نه خلاص نکنید! مامان و آبجی …

آقا میخوای خلاص کن میخوای نکن. میخوام فریاد بزنم همه دنیا بفهمند.

نه فریاد خوب نیست اونا دشمنن دشمن خوشحال میشم مگه ما نیومدیم سیلی به دشمن بزنیم؟

گور بابای دشمن. اصلا گور بابای تو آقا. گور بابای مسوولیت اون دو تا. گور بابای کی بگم دیگه؟

اصلا یه سوال؟ تا حالا سایه تعقیبت کرده؟ آدمهایی بودند که کار وزندگیشیون تاکسی عوض کردن پشت سر تو باشند؟

آدمهای که همراه تو یعنی پشت سر تو بیاند حافظیه؟

اونا که برن پشت نارنج‏ها بشینند؟

یا اونایی که واسه پیچیوندنشون تا کلبه میری؟ یا نه خدا اونایی که شکمشون گنده است و پیراهنشون روی شلوار دیدی چه شکلی میشن وقتی از پشت سروهای خیابان حافظ به سمت دروازه قرآن کشون کشون میاند بالا؟

تا حالا فحش اونا رو حس کردی؟ «فلان فلان شده برو گمشو تو یه خرابشده‏ای من رو دنبال خودت نکش!» گور بابات مگه من گفتم با من قایم موشک کنی؟

لامصب دست بردار دیگه رسیدیم دروازه قرآن. دارم از نفس می‏افتم. فحش رو که شنیدی دست بردار شدی یا اینکه توی کوچه های جمهوری رفتم؟

آقا ایمیل میدونی چیه؟ آره. آره همون که هک میشه و دودمان یکی رو باهاش به باد میدن. میدونم همه جای دنیا اینجوریه. اصلا دلگیر نیستم محتویاتش بشه پرونده و هوار صفحه سوال که باید جواب بدم.

آقا اس ام اس میدونی چیه؟ نه اون نه. همون که پیامک بهش میگن دیگه. همون که چند صد صفحه‏اش الان ضمیمه این پوشه است. متوجه هستی که؟

آقا خسته نشی من دارم اینا رو میگم. بازم خوب که شک کردم دیگه به کسی اس ام اس ندادم و گرنه بیشتر خسته میشدی. راست میگی حق با توئه این همه سوال میذاشتم برای چی؟

آقا این اسمی که گفتی هر چی در موردشون میدونم بنویسم. نوشتم طفلکی همه دوستان من هستند الان چند روزه ازشون خبر ندارم؟ راستی تو دنیا الان روزه یا شب؟ اینجا چی؟ شب؟

میشه خفه شی؟

آقا قراره من همه رو ببندم به فحش. همونجور که این دم دری همیشه به من فحش میده. همونجور که … آقا ما بی گناهیم آقا ما مسلمونیم آقا کسی رو نکشتیم! مفهومه؟

ما گناهمون آوردن اونایی بود که به زور راضی شدن بیان و اعتماد کنند. گناهمون اینه که همراه با اون برگ که دزدید همه اعتقاداتمان رو هم دزدید. گناهمون اینه که دوستام رو به خاطر یک سوال کشتید. آقا ما بیگناهیم؟ میفهمی یا فریاد بزنم. ما بشماریم. ما بیگناهیم. ما سیلی زن به دشمن بودیم. ما شاد بودیم.

آقا دین و ایمان و زندگی و دوست و عزت و امنیت و شرف و شادی و … هرچی رو که دزدیدی بیا و پس بده!

ما بیشماریم

بسپاریم بر سنگ مزارمان تاریخ نزنند؛ تا آیندگان ندانند بی‌عرضگانِ این برهه از تاریخ ما بوده‌ایم